كاشكي!

      (به دلکش)               

 

(كاشكي صاحب هنر را زندگانِ مرده دوست)

كاشكي قايق سواران بحَار زندگي

كاشكي پيكر تراشان قبور اجتماع

زاهدان، پيغمبران، نام آوران اهل دين

كاشكي مردم به زير چتر اين طاق كبود

گلفروشان بر سر پيچ و خم زلف نگار

كاشكي دلكش غزلخوانان مست و سينه چاك

 

در زمان زنده بودن مرده مي پنداشتند

قبل غرق هر قناري دل به آب مي باختند

سمبلي از عشق را با جان و دل مي ساختند

حين مستي، از زمانه نكته مي پرداختند

با نگاهي بازتر بر زندگي مي تاختند

با شقايق گيسوان يار را مي بافتند

ارزش يك گل ز قبل مرگ او مي يافتند.

www.shabnamjanani.com

استفاده از مطالب سایت تنها در صورت ذکر منبع بلامانع است.

درباره شبنم