



سرود عشق
بيا در اين دو روز زندگاني
نشان از كوچه ماتم نگيريم
گل خوشبوي مهر و آشتي را
درون قلب يكديگر بجوئيم
بيا تا از كتاب آفرينش
محبت، مهرباني ياد گيريم
چو گلهاي طراوت بخش بستان
طريق سادگي از سر بگيريم
بيا چون يك كبوتر حين پرواز
به فكر دانه اميد باشيم
اگر بخشند بر ما نصف دنيا
سخاوتمند چون خورشيد باشيم
بيا در راه پر پيچ و خم عمر
كنار هم، براي هم بمانيم
كه وقت لحظه هاي رفته از دست
به ياد هم گل حسرت نكاريم
بيا در جويبار درك و ايمان
وضوي همدلي با هم بگيريم
بجاي طعنه و توهين و دشنام
غرور و خودپسندي را بشوئيم
بيا چون يك ستاره در دل شب
شعاع نور را درخود بپوئيم
به اصل خويش چون نزديك گرديم
همه دنيا گل رويش ببوئيم
بيا در وقت مستي، هست گرديم
بيا در جام هستي، مست گرديم
بيا در گوش دنيا قصه خوانيم
سرود عشق را از بر بداينم.

درباره شبنم